پشت هرآیینه ای رازی هست
در دل خودچه سخنها دارد
سالها رفته وآیینه خموش
خنده ی تازه عروسی خوشبخت
گریه ی مادری از دوری فرزند عزیز
همه با اوست ولی
لب زگفتار فرو بسته است
چه کسی میداند؟ رازهر آیینه ها...؟